حسن مرسلوند
490
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي )
شوروى در سال 1919 حاضر شد كه سازشكارانه جنوب را به دنيكن و سيبرى را به كلچاك واگذار كند ، از روى لاعلاجى بود و مسايل مهمى او را به اين كار وادار مىكرد . آيا مىتوان اميد داشت كه دولت ايران با وجود اينكه از شما شكست نخورده حاضر شود كه مملكت و قدرت دولتى را اينطور تقسيم كند ؟ من وقتى يك همچو معاملهاى را به نخستوزير فعلى ( قوام السلطنه ) پيشنهاد كردم ، به كلى آن را رد كرد . در اين صورت از براى من واضح است كه با يك چنين شرايطى اگر در اجرايش مصر باشيد ، صلح در ميان شما و دولت امكانپذير نيست . اين را هم بدانيد كه وزير جنگ و رئيس ديويزيون قزاق رضا خان سردار سپه چندين بار از من اجازه خواست كه اين مسئله را به دستور قوام السلطنه ، به زور اسلحه پايان دهد . هربار من از او جلوگيرى كردم و وعده دادم مسئله گيلان را بدون خونريزى حل نمايم . چنانچه حاليه بعد از ردّ قطعى پيشنهادات شما از طرف دولت ، من خود را كنار كشيده اعلام مىنمودم كه در كارهاى داخلى ايران مداخلهاى ندارم ، يورش قزاقها به فرونت شما حتمى بود و گيلان مبدل به يك صحنهء جنگ داخلى و خونريزى ملى مىشد ؛ اما من اين كار را نمىتوانم بكنم ؛ به علت احساساتى كه چه نسبت به شما و چه نسبت به ملت ايران دارم . همان وقت من به نخستوزير پيشنهاد كردم آخرين اقدام را كه متضمن يك تخفيفى هم نسبت به شما باشد به عمل آورد ، اين است كه اين نامه را مىنويسم ، پيشنهادم به قرار زير است : قزاقها عقب بنشينند به طرف قزوين و شما قواى خود را به جنگل عقب ببريد . به شما اطمينان مىدهم كه قزاقها مجددا پيش نيايند . همچنين از طرف شما به دولت اطمينان خواهم داد . حكومت رشت با توافق نظر ما هر سه نفر خواهد بود و قنسول من در رشت ملتفت خواهد شد كه از طرف دولت به شما تجاوزاتى نشود . به حكومت از براى حفظ امنيت يك قوهء جزيى « ژاندارم » داده خواهد شد . همچنين قواى شما بايد يك عدد معين باشد كه از طرف آنها براى دولت و يا حكومت خطرى متصور نباشد و ليكن ، آن عده بايد براى محافظت شما كافى باشد . معلوم است كه نه از براى شما و نه از براى حكومت نبايد از خارج كمكى برسد . بالاخره به شما وعدهء يك مبلغى داده مىشود كه بتوانيد با آن مخارج خود و قواى خود را عهدهدار شويد . اين مبلغ از تمام ايالات بهطور سرشكن جمعآورى مىشود و يا عبارت خواهد بود از اينكه يك قسمت از مالياتها را به آن اختصاص مىدهند . من يك همچو پيشنهادى را از هر دو طرف قابل قبول مىدانم و با افتخارات و مقتضيات هر دو طرف موافق مىبينم ؛ نه دولت از شما و نه شما از دولت بههيچوجه واهمهاى نخواهيد داشت . گذشته از اين شما داراى قوايى خواهيد بود از براى موقعى كه دولت ايران بهطور قطع خود را به بيگانه بفروشد . بايد رفيق محترم خود را آگاه كنم و اطمينان بدهم از اينكه وضع شما و مسايلى كه ممكن است در آينده از براى شما اتفاق بيفتد ، تمام را من در نظر دارم . من مطمئنم كه اين پيشنهاد براى آيندهء مزبور بههيچوجه